سـعیــــــد طـاوســــــــی
مـدرس و پژوهشــــــــگر تــاریــخ اســـــلام
رستاخیز 4
۰۴ فروردین ۱۳۹۴
1426
فرار از تاریخ

رستاخیز 1

نام فیلم برگرفته از حدیثی از پیامبر اعظم (ص) است: «در روز رستاخیز در بین مردم نخست درباره خون ها داوری خواهد شد» (مسند احمدبن حنبل، چاپ بیروت، دار صادر، ج ۱، ص ۳۸۸) اما این حدیث به اشتباه ترجمه شده و به این صورت درآمده است: «نخستین بار در روز رستاخیز درباره خون ها داوری خواهد شد». فهم غلط از این روایت سبب شده عاشورا مستقیما به قیامت پیوند خورد و این فیلم رستاخیز نام گیرد در حالی که در منابع مذهبی ما خون جاری شده امام حسین (ع) بر زمین کربلا ثار است و ثار یعنی خونخواهی و خونخواه امام حسین (ع)، امام زمان (عج) و تمام شیعیان هستند . چنان که در زیارت عاشورا می خوانیم: «طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد صلی الله علیه وآله». با توجه به این نکات، تاکید بیش از حد بر رستاخیز در دیالوگ ها و نمادهای فیلم  و تیز انتخاب این نام برای فیلمی که مستقیما به عاشورا می پردازد، صحیح به نظر نمی رسد. از آنجا که قرار است فیلم پخش جهانی هم داشته باشد نسخه عربی آن هم تولید شده که «القربان» نام دارد. این نام هم برای قیام امام حسین (ع) چندان گویا نیست و به علاوه ترجمه عنوان فارسی فیلم نیست.

   شخصیت اصلی فیلم علی پسر حر ریاحی مشهور به بکیر بن حر ریاحی است. درویش خود علت انتخاب این شخصیت برای روایت قیام عاشورا  را چنین توضیح داده که در تاریخ از پسر حر کلا در حدود دو سطر سخن به میان آمده و این ما را در پرداخت سینمایی آزاد می‌گذاشت (مصاحبه احمدرضا درویش با ایسنا). سوال های اصلی درباره رابطه سینما و تاریخ همین جاست: چرا کارگردان یک اثر تاریخی باید سراغ مبهمات تاریخ برود؟ این آزاد بودن در پرداخت سینمایی نباید حد و حدودی داشته باشد؟  پرداخت سینمایی با دست باز و خیال راحت همان تحریف تاریخ نیست؟

   پاسخ دقیق و کامل به این پرسش ها نیاز به کار جدی دارد اما در حد بضاعت این نوشتار باید به این نکته مهم توجه کرد که ساخت فیلم درباره معصومان (ع) و قدیسان و اساسا تاریخ اسلام از آن جا که با دین گره می خورد و برای مخاطب حجیت دارد، نیازمند دقت بیشتر در انطباق با تاریخ است و نه فرار از تاریخ.  تصویری که یک فیلم سینمایی از قیام امام حسین (ع) در ذهن ها می سازد شاید بسیار مؤثرتر از خواندن ده ها کتاب و شنیدن ده ها سخنرانی باشد. حال اگر این تصویر به غلط و بر اساس اطلاعات ضعیف  و شناخت سطحی شکل گرفته باشد، آسیب های فراوانی را در پی خواهد داشت. خوب بود آقای درویش به این نکته هم توجه می کرد که آیا همان دو سطری که درباره بکیر بن حر در تاریخ آمده اعتبار داد یا نه؟  مرحوم شیخ محمدمهدی شمس الدین در کتاب انصار الحسین (ع) که تحقیق ارزنده ای درباره شهدای کربلا است و به فارسی هم ترجمه و چاپ شده، اشاره کرده که در برخی مراجع دست دوم از پسر حر یاد شده اما وجود وی و شهادتش قابل اثبات نیست از این رو نام وی را در شمار شهدای کربلا ذکر نکرده است.  همین طور در کتاب نهضت امام حسین (ع) و قیام کربلا اثر دکتر غلام حسین زرگری نژاد که فهرست شهدای کربلا را بر اساس منابع معتبر و قابل توجه ارائه کرده است، نشانی از علی بن حر دیده نمی شود. بنابراین در اصل وجود علی بن حر ملقب به بکیر می توان بسیار تردید کرد. این یعنی انتخاب شخصیتی مبهم و شاید موهوم به عنوان محور روایت قیام عاشورا در فیلم رستاخیز و ساختن قهرمانی خیالی در واقعه عاشورا. واقعه ای که آن قدر قهرمان حقیقی دارد که نیاز به ساخت یک قهرمان خیالی نباشد. اگر فرضا توجیه کارگردان را پذیرفته و از این اشکال جدی درباره شخصیت اصلی صرف نظر کنیم با تحریف آشکار تاریخ چه کنیم؟؛ برای نمونه حفص پسر عمر بن سعد (با بازی پوریا پورسرخ) که شخصیت رقیب بکیربن حر (با بازی خوب آرش آصفی) است و داستان با رقابت این دو پیش می رود، در روز عاشورا در برابر دیدگان پدرش به دست بکیر بن حر که به جبهه امام حسین (ع) پیوسته، کشته می شود. در حالی که به تصریح منابعی چون انساب الاشراف بلاذری، تاریخ طبری و  الفتوح ابن اعثم کوفی،  پس از آن که عمر سعد در قیام مختار به هلاکت رسید، پسرش حفص نیز به دست مختار افتاد و به امر مختار کشته شد. مورد دیگر پیک امام حسین (ع) به بصره یعنی سلیمان که از موالی آن حضرت بوده، در تاریخ برادری به نام سلیم ندارد که در هنگام نماز عاشورا  خود را سپر امام حسین (ع) قرار دهد و با تیرآجین شدن به شهادت برسد بلکه اساسا در بین شهدای کربلا فردی به نام سلیم وجود ندارد و آن شهیدی هم که در هنگام نماز خود را سپر امام (ع) قرارداد و با اصابت سیزده تیر بر بدنش به شهادت رسید، سعید بن عبدالله حنفی است. این ها نمونه هایی از اشکالات تاریخی فیلمی است که به گفته کارگردانش قرار نبوده مستندسازی شود. چون هدف روایت سینمایی این واقعه بوده است (سخنان وی در نشست فیلم رستاخیزدر برج میلاد). فکر نمی کنم عاشورا و امام حسین (ع) مثل برخی وقایع و شخصیت ها باشند که کارگردان بگوید من روایت سینمایی خودم را ارائه می دهم و این عاشورای من است چنان که شادروان علی حاتمی می گفت این کمال الملک من است. اگر در روایت عاشورا با آن ابعاد مهم و تاثیرگذار نیاز به مستند سازی نیست. پس کجا هست؟ البته خوشبختانه کارگردان در نقل کلمات امام حسین (ع) به تاریخ وفادار بوده است.

   مسئله دیگر توجه بیش از حد این فیلم به عناصر مسیحی در روایت قیام کربلا است که ممکن است برای جذب مخاطب خارجی فیلم باشد. اگر چه این امر در آثار مختلف هنری و ادبی درباره عاشورا سابقه  قابل توجهی دارد (از جمله در فیلم روز واقعه ساخته شهرام اسدی و رمان شماس شامی نوشته مجید قیصری)، اما در فیلم رستاخیز تحول بکیر بن حر به خاطر دعای کنیزی مسیحی (با بازی مهتاب کرامتی) در حق اوست و بکیر مسیر حق را از صدای زنگوله ای زرین تشخیص می دهد که یادگاری از حضرت عیسی (ع) برای یادآوری روز رستاخیز است.  هر چند در گزارش های مرتبط با قیام عاشورا  عناصر مسیحی دیده می ­شود اما غالب آن ها از حواشی داستانی و نه تاریخی عاشورا است که در آثار هنری ما از قبیل فیلم و سریال و رمان جای متن را گرفته است. عظمت قیام امام حسین (ع) از نظر بعد معنوی و فراوانی نمادهای دینی قابل بیان نیست و هنرمند را در  نشان دادن معنویت و نمادهای دینی از استفاده از عناصر مسیحی بی نیاز می کند.  امروزه این روایت مثبت و معنوی از عناصر مسیحی خود به آسیبی در روایت عاشورا تبدیل شده و ذهن ناخودآگاه مخاطبان فضای معنوی این قیام را تحت تاثیر معنویت مسیحی قرار داده است. اگر بنا بر بیان عناصر مسیحی باشد از نفوذ مسیحیت در دستگاه یزید نیز می توان سخن گفت. در کنار آسیب عناصر مسیحی در فیلم رستاخیز، عشق بکیر به خواهر خیالی سلیمان و سلیم (با بازی شقایق فراهانی)، دیگر عامل هدایت بکیر به جبهه امام حسین (ع) است و همان کلیشه نخ نمای عشق مجازی و عشق حقیقی را به ذهن می آورد. موسیقی فیلم ساخته استفن واربک آهنگساز برنده اسکار نیز هر چند سیمرغ بلورین بهترین دستاورد فنی هنری بخش بین الملل جشنواره را از آن خود کرد، با فضای مسیحی و معنویت کلیسایی سازگارتر به نظر می رسید تا با قیام امام حسین (ع).

   بحث دیگر، نمایش چهره حضرت ابو الفضل (ع) و حضرت علی اکبر (ع) است که کار پسندیده ای نبود و بهتر بود که چهره آنان نیز مانند امام حسین (ع) نشان داده نمی شد. توجیه کارگردان این است که حضرت عباس (ع) معصوم نیست (سخنان وی در نشست فیلم رستاخیزدر برج میلاد) اما نمی توان از کنار این بحث به سادگی عبور کرد. حضرت ابوالفضل (ع) در زندگی ایرانیان حضور دارد  و حال در ذهن این مردم نام آن حضرت تداعی کننده چهره بهادر زمانی بازیگر این نقش است. مسئله فقط نمایش چهره نیست بلکه شامل رفتار بازیگر هم می شود. البته اگر بازیگر این نقش مانند تجربه های قبلی مریم مقدس و یوسف پیامبر، در فیلم های دیگر در نقشی بسیار متفاوت ظاهر شود، این قضیه تبعات سوء بیشتری خواهد داشت. پیش از این در سینمای ایران شاهد نمایش چهره انبیاء (ع) مانند حضرت ابراهیم (ع) و حضرت عیسی (ع) بوده ایم و اکنون با وجود سابقه مقاومت برخی مراجع معظم تقلید نسبت به نمایش چهره حضرت عباس (ع) در مجموعه تلویزیونی مختارنامه، شاهد نمایش چهره آن حضرت در فیلم رستاخیز هستیم. بیم آن هست که با شکسته شدن قبح تصویرسازی از معصومان (ع) و قدیسان و عادی شدن این قضیه، شخصیت و سیره بزرگان دین در سطح نقشهایی سینمایی و تلویزیونی تنزل داده شود. جالب آن جا است که در فیلم دوئل یعنی فیلم قبلی همین کارگردان (۱۳۸۳ش) تصویری از شهید جهان آرا پخش نمی شود اما او در فیلم حضور دارد.

رستاخیز 2

رستاخیز 2

   سخن پایانی درباره فیلم رستاخیز این که فیلمبرداری این فیلم از بهمن ۱۳۸۸ آغاز شده و با وجود تکمیل آن در سال گذشته، کارگردان آن را به جشنواره فجر پارسال ارائه نکرد چون از نظر وی «سال گذشته بستر کافی و اراده‌ی مناسب در جشنواره‌ی فجر و اکران عمومی برای نمایش فیلم رستاخیز وجود نداشت. به همین دلیل صاحبان رستاخیز، چشم‌انداز روشنی را برای ارایه فیلم و عرضه آن متصور نبودند» (مصاحبه احمدرضا درویش با ایسنا). متاسفانه حال که فیلم در فضای دولت تدبیر و امید به نمایش درآمده، نکاتی در آن دیده می شود که نمی توان آن ها را نادیده گرفت. در سال ۱۳۸۸ که فیلم بردری این فیلم آغاز شد ماجرایی رخ داد که رهبر خردمند نظام جمهوری اسلامی آن را فتنه نامید اما در این فیلم واژه فتنه واژه ای است که مکرر از سوی یزیدیان درباره قیام امام حسین (ع) به کار می رود. عدالت هم که از شعارهای دولت قبل بود، آموزه مدارس پیرو گفتمان یزیدیان است. این طرفداران یزیدیان هستند که پس از استماع سخنرانی ها به وجد می آیند و در حمایت از حاکمان شعار می دهند. معاویه هم چهره و ظاهری شبیه عالمان دین دارد و این چهره ای نیست که ما در تاریخ  از وی سراغ داریم. امید است که این موارد اتفاقی  و بی ربط باشد!

رستاخیز 3

نظرات
ارسال نظر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو
Text widget

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipisicing elit, sed do eiusmod tempor incididunt ut labore et dolore magna aliqua. Ut enim ad minim veniam, quis nostrud exercitation ullamco laboris nisi ut aliquip ex ea commodo consequat…